تبلیغات
یادداشت های ماه - بچگی

یادداشت های ماه

بچگیم رفت پی رد پاهای بزرگترام   بچگیم موند زیر امرونهی قد بلند ترام

بچگیم سیاه میشد وقتی ک چشم سفید میشد
تـــوپ  میرفت تو پنجره همـــبازی نـــاپدید میــشد

بچگیم خفه شده موقعی ک حرف میزدم    تنها با ادای اونا صدامو خط میزدم

کجاس اون همه وعید ک بعد دعوامون دادین  
 با اشاره خودتونو بهترین نشون دادین

ما ک اومدیم بالا دیدید چقد بزرگ شدم؟      از همه اون سختیا حالا مثه یه گرگ شدم
حالا ک بزرگ شدم بچگیمو چرخ میزنم               برای فرار از حال به کودکی سر میزنم
ولی باز هم راه پیش هم راه برگشت ندارم        از اونا تنها شدم ک حالاهم غصه دارم

تنها سو ی بچگیم صدای چرخه  
  ک میومد شادیاش شیش ما یه هفته
 

نوشته شده در شنبه 12 مرداد 1392 ساعت 02:46 ب.ظ توسط مهسا بفرمایید سرتاپا گوشم! | |

Design By : Pichak